آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه 8 سال و 10 ماه و 5 روز سن دارد
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه 3 سال و 2 ماه و 22 روز سن دارد
مامانمامان، تا این لحظه 32 سال و 8 ماه و 25 روز سن دارد
بابابابا، تا این لحظه 39 سال و 10 ماه و 3 روز سن دارد
کیانکیان، تا این لحظه 3 سال و 4 ماه و 24 روز سن دارد
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 11 روز سن دارد
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه 5 سال و 6 ماه و 22 روز سن دارد
الناالنا، تا این لحظه 1 سال و 6 ماه و 7 روز سن دارد
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه 1 سال و 15 روز سن دارد
رادمهررادمهر، تا این لحظه 9 ماه و 26 روز سن دارد
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه 11 ماه و 17 روز سن دارد

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

سلام

حال و روز جوجوهام

سلام جوجوهای من این روزا ارشیا درگیر امتحانات نیم سالشه. فکر کنم استرس من بیشتر از اون باشه. چالش جدید پانیا مامان چشمات رو ببند شده. هر کاری بخواد انجام بده هر چیزی بخواد نشون بده و حتی هر حرفی بخواد بزنه اول می گه مامان چشمات رو ببند و بعد فعل رو انجام می ده. اونجایی لج آدم در میاد که بخواد یه حرفی بزنه! این روزا سوال بزرگ ذهنش این شده که چرا بقیه بزرگن؟ مامان چرا ارشیا بزرگه؟ چرا بابا بزرگه؟ مامان شما چقدر بزرگی؟؟؟؟ دیگه کار با قیچی رو حسابی یاد گرفته و خدا نکنه یه تیکه کاغذ دستش بیافته ریز ریزش می کنه و بعضی وقتا می افته به جون دفتر نقاشیش!!! خدا نکنه ارشیا فعالیت هنرش رو اورده باشه خونه انجام بده دیگه پانیا می شه...
14 دی 1397

مسابقه شطرنج

امروز گل پسرم مسابقه شطرنج بین مدارس داشت. همزمان میان ترم چرتکه هم داشت. که با هماهنگی با خانم یونسی قرار شد هفته آینده میان ترم بده. امیرضا جعفری از بچه های چرتکه هم اومده بود. گل پسرم نتونست مقامی بیاره ولی انشالله این شکست بشه دریچه ای برای پیروزی های بعد. لباس پانیا هم دیروز حاظر شد. خودم که خیلی دوستش داشتم. دیروز هم واسه ارشیا اینا جشن یلدا تو مدرسه گرفته بودن و منم واسش پشمک تزیین کردن تا واسه سفره یلدا کلاس شون ببره. ...
29 آذر 1397

کاردستی

امروز بابا عصر کار بود و بعد رفتنش رفتیم خونه باباجون. رفتم خونه دایی سعید و لباس پانیا رو دیدم. تا اینجاش که خوب بود. دایی محمود هم از دیروز دیگه سربازیش تموم شد. خودم بدون بچه ها هم یه سر رفتم خونه مادربزرگ. شب هم که اومدیم خونه فعالیت کلاس هنر این هفته ارشیا رو هم انجام دادیم. این اولین کاردستی هست که ارشیا خودش تنهایی درست کرد. واسه چند ماه پیش هست. دیگه همین جا ثبتش می کنم.👆👆👆 راستی اون بادوم رو هم که سبز کرده بودم امروز تو خاک کاشتمش. بادوم رو شکستم بعد تو آب خیسوندم. بعد پوست مغز بادوم رو گرفتم و لای دستمال نمدار گذاشتم. بعد از یک ماه شد این. خیلی تجربه شیرینی بود. این روزا دارم با پانیا شطر...
26 آذر 1397

بعد دو هفته

سلام گلای نازم دو هفته ای هست که پست نذاشتم. خودم هم باورش برام سخته. می یومدم سر می زدم ولی نمی توستم بنویسم. اصلا چند وقت که ننویسی دیگه رشته ی کار از دست آدم می ره. انشالله از این به بعد منظم تر بشم. از دو هفته پیش شروع می کنم ۲۶ آبان تا ۲ آذر. سه شنبه پانیا رو با بابا بردیم واسه پایش سه سالگی. دخترکم چندان وزن نگرفته بود و قرار شد دو ماه دیگه بریم. خودم ۶ کیلو وزن کم کرده بودم و این یه موفقیت بزرگ بود✌👌 گفتن ارشیا هم باید پایش بشه و قرار شد ۵ شنبه ارشیا رو ببرم. روز سرد و بارونی بود. قبلش یه سر هم مدرسه ارشیا رفتیم و فرم تاییدیه پزشکی بهم دادن واسه تیم شطرنج ارشیا که جمعه صبح بابا با ارشیا بردنش درمانگاه تا یه دکتر مهر ...
9 آذر 1397

یه خبر خوب

  یه خبر خوش📣📣📣📣 گل پسرم واسه تیم شطرنج مدرسه شون انتخاب شده و آذر ماه باید برن واسه مسابقات بین مدارس!!!! خودش که کلی ذوق داشت و هیجان زده شده بود! گرچه واسه من بدیهی بود! امروز بلاخره پانیا رو بردم واسه پایش سه سالگی و ارشیا هم گفته بود اقای شهسواری گفتن باید یکی از والدین اعضای تیم های ورزشی بیان مدرسه که یه سر هم رفتیم مدرسه.  یه فرم دادن واسه تاییدیه پزشک. ...
29 آبان 1397

یه هفته ی شلوغ

سلام ناز گلای من سه شنبه بلاخره رفتیم آتلیه. چهار شنبه این هفته هم دومین جلسه اولیا مربیان پانیا بود.👇👇👇 جوجوها نمی تونن تو آفتاب نگاه کنن👆👆👆 همون شب هم رفتیم خونه بابابزرگ اینا👇👇👇 این عکس هم واسه دوستایی که میگن به ارشیا نمیاد آتیش بسوزونه👆👆👆 پنج شنبه این هفته سالگرد پسرعموی بابا بود جوجوها رو گذاشتم خونه باباجون و نبردمشون سرخاک. شبش هم شام خونه بابابزرگ اینا بودیم. ما و عمو جهان گیر اینا و عمو داریوش اینا👇👇👇   امروز هم رفتیم خونه باباجون. راستی دیروز قناری جون هم مرد. خیلی ناراحت شدید. نمی دونم چش شد سر حال بود یه باره مرد. هر وقت می رفتیم بیرون و ...
25 آبان 1397