آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه 9 سال و 7 روز سن دارد
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه 3 سال و 4 ماه و 24 روز سن دارد
مامانمامان، تا این لحظه 32 سال و 10 ماه و 27 روز سن دارد
بابابابا، تا این لحظه 40 سال و 5 روز سن دارد
کیانکیان، تا این لحظه 3 سال و 6 ماه و 26 روز سن دارد
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه 6 سال و 3 ماه و 13 روز سن دارد
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه 5 سال و 8 ماه و 24 روز سن دارد
الناالنا، تا این لحظه 1 سال و 8 ماه و 9 روز سن دارد
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه 1 سال و 2 ماه و 17 روز سن دارد
رادمهررادمهر، تا این لحظه 11 ماه و 28 روز سن دارد
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه 1 سال و 1 ماه و 19 روز سن دارد

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

روزت مبارک دختر چپ دست من

  روز جهانی باهوش ترین،خلاق ترین، هنرمند ترین اقلیت جهان کسانی که قلبشون به قلمشون نزدیکتره مبارک باد 13 آگوست روز جهانی چپ دست ها این روز رو به دختر گلم تبریک می گم. ...
22 مرداد 1397

آزمایش خون

  سلام دختر خوشکلم ناناز مامان عشقم دفعه پیش که رفتیم پیش دکتر شعاعی وقتی گفتم دخترکم ریزش مو داره؛ ‌اقای دکتر گفتن که شربت زینک بهت بدم اگه خوب نشد باید بری آزمایش خون. منم سه دوره زینک بهت دادم ولی خوب جواب نداد تا اینکه تصمیم گرفتم ببرمت تا آقای دکتر واست آزمایش بنویسه. دیروز عصر رفتیم دکتر و آقای دکتر گفتن چون تو سه سالگی باید ازمایش قند و چربی هم بچه بدن یه سری کامل واسش ازمایش می نویسم که دیگه یه باره همه رو چک کنیم. قرار شد امروز صبح ناشتا بریم ازمایشگاه. صبح تا بیدارت کردم و نمونه ادرار ازت گرفتم و راهی شدیم شد ٨. ارشیا دیگه نیومد و موند خونه.  چون دیروز نوبت گرفته بودیم دیگه مستقیم  فتیم ات...
9 مرداد 1397

سومین جلسه کلاس چرتکه

  سلام گلای نازم امروز سومین جلسه کلاس چرتکه ارشیا بود. بابا روز کار بود و ساعت ٤/۵ ‌ارشیا رو با دایی سعید فرستادم کلاس و بعدش که بابا از سر کار اومد ساعت ٦/۵ ‌رفتیم دنبال ارشیا.    یکمی دیر رسیدیم و کلاس پشتیبان ها شروع شده بود.      امروز فقط گل پسر من نمره کامل گرفته بود.   ...
27 تير 1397

روز دختر سال ٩٧

  : گشته  دختر بر زمین همچو پری چون   نگینی هست  بر انگشتری لطف   ایزد شامل  حالش  شود هرکسی دارد  به  خانه  دختری   اولین روز دختر دومین روز دختر صبحی عمو ایت دو تا کیک واسه زهرا و پانیا گرفت. و بعد ازظهر کیک رو نوش جان کردید البته با کلی حاشیه سازی:‌ ارشیا: ‌چرا عمو منو دوست نداره و فقط واسه پانیا کیک گرفته؟ ‌پانیا:‌ کیک واسه خودمه و به ارشیا نمی دم! ‌عصرش هم ارشیا رو بردیم دندون پزشکی. خانم دکتر گفتن باید از فکش عکس رادیدلوژی گرفته بشه تا اگه دندون زیرش باشه دندون خراب رو بکشم و اگه نه درستش ک...
24 تير 1397

اولین دندون درد پسری

  سلام گلای ناز مامان سه شنبه ارشیا می گفت دندونم درد می کنه و یکم بی تابی کرد. منم با مسکن ارومش کردم. چهار شنبه صبح با بابا رفتیم بیرون و یه سر هم رفتیم تا دندون پزشکی کودک. مطب بسته بود و ساعت کارش رو زده بود از شنبه تا چهار شنبه از ساعت ٤ تا ٧/۵ . ‌ سه شنبه بابا عصر کار بود. عصرش با دایی سعید رفتیم کلاس چرتکه و بعد کلاس بدو بدو رفتیم دندون پزشکی.  هفته پیش نوبت صبح رفتیم کلاس و قرار شد از این هفته نوبت عصر بریم کلاس از ساعت ٥ تا ٧. کلاس تا ٧:۱۰ ‌طول  کشید و ٧:‌٣٣ ‌جلوی مطب بودیم.ولی باز بسته بود. چهار شنبه صبح هم جلسه هشتم کلاس شناتو رفتی. و عصرش هم رفتیم خونه باباجون. امروز بعد...
21 تير 1397

کلاس چرتکه

سلام گل پسرم دیروز بلاخره کلاس چرتکه رو رفتیم ثبت نام کردیم و همون دیروز هم جلسه اولش بود. چون کلاس از خونمون خیلی دور بود و البته بد مسیر من و بابا دو دل بودیم ولی خیلی دلم می خواست حتما شرکت کنی.  اخرش دل رو به دریا زدیم و ثبت نامت کردیم. چون دیگه گفتیم هفته ای فقط یه جلسه هست و بر هر حال هرجوری باشه می گذره. دیروز بابا عصر کار بود. با هم رفتیم تا مدرسه عظیمی تو خیابون امیرکبیر بعد از اینکه کارای ثبت نام انجام شد و شما رفتی سر کلاس منو و آجی پانیا موندیم همون جا و بابا برگشت خونه. کلاست از ساعت ١١ بود تا ١ و با جلسه ی معارفه ای که برای والدین گرفته بودن تا یک و نیم طول کشید. تازه ٢٠ دقیقه آخر کلاس هم یکی از والدین باید همراه ...
13 تير 1397