ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

دو ماهگی جونم

  عزیز دلم الهی قوربونت بشم. دورت بگردم. الهی فدای اون نگاه کردنت بشم. داری کم کم بزرگ میشی و هوشیار. قبل از این خیلی کم می شد که  در طول روز بیدار باشی. یا خواب بودی یا شیر می خوردی یا گریه. وقتی خاله این عکس ها تو دیدد گفت مگه ارشیا چشم هاشو هم باز می کنه. این روز ها میان ترم های بابا ارش شروع شده روزهایی که بابا امتحان داره شب قبلش میایم خونه بابا جون تا بابا درس بخونه. خودم هم اصلاً درس نمی خونم. دوست دارم فقط پیش گل پسرم باشم. راستی رم موبایلم هم سوخت. تمام عکس های یک ماهیت هم . خیلی ناراحت شدم خیلی گریه کردم. خودم تنیل بازی در اوردم. باید هر چند روز یک بار رم رو خالی می کردم. فقط حالا چند تا دونه عکس از یک روزه گ...
27 ارديبهشت 1389
1