آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه 9 سال و 3 ماه و 10 روز سن دارد
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه 3 سال و 7 ماه و 27 روز سن دارد
مامانمامان، تا این لحظه 33 سال و 1 ماه و 30 روز سن دارد
بابابابا، تا این لحظه 40 سال و 3 ماه و 8 روز سن دارد
کیانکیان، تا این لحظه 3 سال و 9 ماه و 29 روز سن دارد
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه 6 سال و 6 ماه و 16 روز سن دارد
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه 5 سال و 11 ماه و 27 روز سن دارد
الناالنا، تا این لحظه 1 سال و 11 ماه و 12 روز سن دارد
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه 1 سال و 5 ماه و 20 روز سن دارد
رادمهررادمهر، تا این لحظه 1 سال و 3 ماه سن دارد
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه 1 سال و 4 ماه و 22 روز سن دارد

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

جایزه

امروز از مهد که اومدی کلی ذوق داشتی و می گفتی که جایزم از اداره اومده. ولی انگار آتاری دستی( به قول خدودت تبلتم) که دایی محمد واست گرفته بود از جایزت برات بیشتر جاذبه داشت. چون از راه نرسیده و جایزت رو باز نکرده رفتی سراغش.       ...
20 بهمن 1393

جشن 22 بهمن

امروز بعد از اینکه رفتی مهد حدود ساعت 9 من هم اومدم مهدتون تا جایزت رو برات بیارم. بعدش رفتم کافی نت و حدود ساعت 10.5 باباجون زنگ زد که ما توی خیابون هستیم و حاضر باش تا بریم ارشیا رو هم برداریم و بریم خونه. من گفتم برونم و قرار شد من هم بیام مهد تا بیان دنبال جفتمون. وقتی اومدم دیدم واستون جشن گرفته بودن و صورت هاتون رو نقاشی کرده بودن. این دفعه دیگه تا من رو دیدی دیگه بغض نکردی و سپهر رو هم اوردی و بهم معرفی کردی و بعدش هم با هم رفتیم خونه باباجون. امروز اجازه ندادی صورتت رو بشورم.   ...
19 بهمن 1393
1