آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 10 سال و 15 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 33 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 41 سال و 13 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 4 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 2 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 2 سال و 5 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 2 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

دخترکم روزت مبارک

سلام نازگلم فدات بشم الهی که هر روز داری واسم شیرین تر می شه. امسال اولین سالیه که روز دختر رو بت تبریک می گم. امروز هم شادم واسه روز دختر هم ناراحت واسه اینکه دخترکم مریض بود و رفتیم دکتر. اصلا یه غم عجیبی تو دلم بود.  بعد ویزیت دکتر واسه نازگلم یه لباس خریدم و بعدش رفتیم خونه باباجون. دخترکم امروز 9 ماهه و 4 روز سن داشتی.             ...
14 مرداد 1395

از مغازه آقای ایرجی تا سیاه سرد

سلام گل پسرم امروز عمو ایت اینا رفتن نرمه شما هم پشت سرشون کلی گریه کردی. بابا گفت بیا ببرمت مغازه آقای ایرجی تا واست خرید کنم. وقتی بابا داشت ماشین رو در می اورد گفت یه باره لباس بپوشین تا بریم پارک. به پارک که رسیدیم بابا گفت وسایل این پارک الان داغن بریم پارک دهاقان. اونجا که رسیدیم خیلی شلوغ بود. رفتیم پارک بروجن. ناهار رو اونجا خوردیم. اون هم کوبیده به دستور شما. بعد ناهار گفتیم تا اینجا که اومدیم یه باره بریم تا سیاه سرد. خلاصه ما به جای مغازه سر از سیاه سرد در اوردیم. که این شد یه روز به یاد موندنی واسه ما.               ...
9 مرداد 1395
1