آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه 8 سال و 10 ماه و 4 روز سن دارد
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه 3 سال و 2 ماه و 21 روز سن دارد
مامانمامان، تا این لحظه 32 سال و 8 ماه و 24 روز سن دارد
بابابابا، تا این لحظه 39 سال و 10 ماه و 2 روز سن دارد
کیانکیان، تا این لحظه 3 سال و 4 ماه و 23 روز سن دارد
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 10 روز سن دارد
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه 5 سال و 6 ماه و 21 روز سن دارد
الناالنا، تا این لحظه 1 سال و 6 ماه و 6 روز سن دارد
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه 1 سال و 14 روز سن دارد
رادمهررادمهر، تا این لحظه 9 ماه و 25 روز سن دارد
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه 11 ماه و 16 روز سن دارد

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

یه خبر خوب

  یه خبر خوش📣📣📣📣 گل پسرم واسه تیم شطرنج مدرسه شون انتخاب شده و آذر ماه باید برن واسه مسابقات بین مدارس!!!! خودش که کلی ذوق داشت و هیجان زده شده بود! گرچه واسه من بدیهی بود! امروز بلاخره پانیا رو بردم واسه پایش سه سالگی و ارشیا هم گفته بود اقای شهسواری گفتن باید یکی از والدین اعضای تیم های ورزشی بیان مدرسه که یه سر هم رفتیم مدرسه.  یه فرم دادن واسه تاییدیه پزشک. ...
29 آبان 1397

یه هفته ی شلوغ

سلام ناز گلای من سه شنبه بلاخره رفتیم آتلیه. چهار شنبه این هفته هم دومین جلسه اولیا مربیان پانیا بود.👇👇👇 جوجوها نمی تونن تو آفتاب نگاه کنن👆👆👆 همون شب هم رفتیم خونه بابابزرگ اینا👇👇👇 این عکس هم واسه دوستایی که میگن به ارشیا نمیاد آتیش بسوزونه👆👆👆 پنج شنبه این هفته سالگرد پسرعموی بابا بود جوجوها رو گذاشتم خونه باباجون و نبردمشون سرخاک. شبش هم شام خونه بابابزرگ اینا بودیم. ما و عمو جهان گیر اینا و عمو داریوش اینا👇👇👇   امروز هم رفتیم خونه باباجون. راستی دیروز قناری جون هم مرد. خیلی ناراحت شدید. نمی دونم چش شد سر حال بود یه باره مرد. هر وقت می رفتیم بیرون و ...
25 آبان 1397

هفته ای که گذشت

سلام گلای نازم یه هفته دیگه رو هم با هم پشت سر گذاشتیم. هفته پیش تقریبا تو طول هفته آب نداشتیم. فشار آب خیلی کم بود و آب گرم نداشتیم. بابا از روز شنبه دنبال سرویس ابگرمکن و باز کردن کل شیرآلات خونه و گچه گیری شون بود. خلاصه اینکه تغییر زیادی تو فشار آب ایجاد شد و جوجو ها تونستن برن حمام. این هفته رفتم واستون نوبت آتیله هم گرفتم. حالا باید بریم دنبال خرید لباس البته پانیا خانوم استارت رو زده. دو شنبه با پانیا رفتیم خیابون و سه شنبه هم رفتیم نوبت آتلیه گرفتیم. همین جا بگم که هر وقت بریم خیابون پانیا باید حتما ذرت مکزیکی بگیره. سه شنبه یه سر مدرسه ارشیا هم رفتم. راستی دایی محمد هم چهار شنبه صبح اومده بود مرخصی. چهار شنبه ۲۸ ...
18 آبان 1397

جشن تولد سه سالگی پانیا

سلام امروز بابا واسه پانیا یه کیک گرفت و یه تولد کوچولو واسش گرفتیم موقع عکس گرفتن زیاد همکاری نکردین. مخصوصا ارشیا که حسابی آتیش سوزوند. راستی امروز ۱۳ آبان و روز دانش آموز هم بود . پسر گلم روزت مبارک. ...
13 آبان 1397

ترم جدید چرتکه

امروز بلاخره کلاس چرتکه ارشیا ترم جدید شروع شد. این ترمش توی مدرسه غفاری توی همون خیابون امیرکبیر؛ پنج شنبه ها ساعت ۹ تا ۱۱ تشکیل می شه.   این هفته دوباره بساط آبرنگ داشتیم.  هنرهای ارشیا👇 و پانیا👇 ...
10 آبان 1397

اربعین ۹۷

اربعین امسال هم خونه بابابزرگ بودیم و پای آش نذری آنا ما بودیم و زن عمو مهوش( بدون عمو آیت) و عمه زهره (بدون عمو محسن)و عمه زینب اینا و زن عمو فهیمه( بدون عمو یحیی) و عمو داریوش و عمو جهان گیر اینا. عمه زینت امسال به خاطر به دنیا اومدن بهنیا نبود. ...
8 آبان 1397

اینم از شعر این هفته

تصمیم گرفتم هر هفته یه شعر باهاش کار کنم. دفعه پیش موقع فیلم گرفتن همکاری کرد ولی این بار خیلی اذیت کرد. یا ادا بازی در می یورد یا وسط می رقصید یا دهنش رو کج و کوله می کرد یا با شعر قبلی از عمد قاطی می خوند یا.... خلاصه این شد حاصل تلاش من که توش هم دهنش رو کج و کوله کرده هم یه قری داده. تازه اونم با وعده دادن خیار شور😜 فقط به انجیر رسید: فبق به انجیر رسید😂 ...
4 آبان 1397
1