آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 10 سال و 20 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 33 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 41 سال و 18 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 4 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 2 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 30 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 2 سال و 10 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 1 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 28 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

آخرین روز مهد در سال 93

امروز آخرین روز مهدت بود. وقتی اومدی یه تنگ ماهی خوشکل  هم دست بود. راستی امروز هم جشن نوروز داشتید و با لباس مهمونی رفتید مهد.       این لباس ها هم خرید عید امسال شما بوده. عکسی که  چند روز پیش توی مهد ازتون گرفته بودن هم همراهتون بود.   ...
24 اسفند 1393

ستاره

گل پسرم امروز که از مهد اومده بود خونه رو پیشونیش ستاره بود.  به ختطر اینکه تو کلاس زبان از همه بهتر بود و سریع تر از همه معادل انگلیسی سیب رو گفته بود.   ...
17 اسفند 1393

صندوق صبقات

ماه پیش از مهد یه صندوق صدقات ( به قول خودت صبقات)   اوردی که گفتی خانوممون گفته باید توش پول بریزیم واسه بجه هایی که مامان و بابا ندارن و از اون روز کارت شده بود جمع کردن پول آهنی (به قول خودت).  امروز دیگه دیدم به اندازه کافی پر شده واسه همین هم گذاشتمش توی کیف مهدت تا ببریش.     ...
9 اسفند 1393