آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 10 سال و 16 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 33 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 41 سال و 14 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 4 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 2 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 2 سال و 6 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 2 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

سیزده به در ۹۳

1393/1/14 15:58
387 بازدید
اشتراک گذاری

امروز از صبح زود هوا ابری بود. از ساعت ده هم بارون شروع به باریدن گرفت. بابا آرش هم سر کار بود. گل پسرم هم حسابی سرماخورده بود. این شد که سیزده به در امسال کلاَ کنسل شد.

گل پسرم سه شبه که درست نخوابیده. همش سرفه می کنه. مخصوصاً دیشب  که کلی هم استفراغ کرد. تو تب می سوخت. اینقدر تو خواب ناله می کرد که بابا چون فردا صبحش باید می رفت سر کار مجبور شد بره تو پذیرای بخوابه.

صبحی با گل پسرم رفتیم خونه باباجون و تا عصر اونجا بودیم. سر ظهر هم پسرم تبش رفت بالا. من هم با هر کلکی بود بهش استامینوفن دادم و خوابوندمش و واسش بخور گذاشتم. تا یکمی بهتر شد.

از سیزده امسال که عکسی نداریم ولی از سالهای گذشته چند تا عکس می زارم تو ادامه مطلب.

 

 

سیزده به در 90

سیزده به در 91

 

سیزده به در 92

پسندها (2)

نظرات (0)