آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه 9 سال و 1 ماه و 7 روز سن دارد
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه 3 سال و 5 ماه و 24 روز سن دارد
مامانمامان، تا این لحظه 32 سال و 11 ماه و 27 روز سن دارد
بابابابا، تا این لحظه 40 سال و 1 ماه و 5 روز سن دارد
کیانکیان، تا این لحظه 3 سال و 7 ماه و 26 روز سن دارد
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 13 روز سن دارد
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه 5 سال و 9 ماه و 24 روز سن دارد
الناالنا، تا این لحظه 1 سال و 9 ماه و 9 روز سن دارد
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه 1 سال و 3 ماه و 17 روز سن دارد
رادمهررادمهر، تا این لحظه 1 سال و 28 روز سن دارد
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه 1 سال و 2 ماه و 19 روز سن دارد

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

افطار خونه بابا جون

1393/4/10 23:27
96 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بابا عصر کار بود. ظهر وقتی که رفت سر کار دایی مهدی اومد دنبالمون رفتیم خونه باباجون. گل پسرم هم لباس پلیسی هاشو پوشیده بود. عصر بابا جون اینا مهمون داشتن. دختر عموی باباجون. وقتی واسه باباجون اینا مهمون اومد گل پسرم گفت که دوباره لباس پلیسی هاشو تنش کنم تا بچه ها ازش بترسن. ولی گل پسرم خجالتی تر این حرفاست. لباس پوشید ولی توی سالن پذیرایی نیومد. مهمون ها یه ساعتی بودن و رفتن. افطار اونجا بودیم و بعدش اومدیم خونه. 

پسندها (3)
نظرات (0)

مطالب پیشنهادی از سراسر وب