ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

تاسوعا و عاشورای ٩٧

1397/6/30 9:17
107 بازدید
اشتراک گذاری
 
سلام گلای نازم
تاسوعای امسال بابا روز کار بود و من و پانیا صبح زود با دایی محمود که از پادگان می یومد رفتیم خونه باباجون. ارشیا از شب پیش اونجا مستقر شده بود.
مثل هر سال توی مسیر کاروان پیاده روی حرم تا حرم رو هم دیدیم.
تا عصر اونجا بودیم و بعدش اومدیم خونه. پانیا از دیشب حسابی عطسه می کرد و آبریزش داشت. امروز اولین بارون پاییزی بارید و هوا یکم سردتر شد.

عاشورا

صبح زود بیدار شدیم و رفتیم امام زاده. اولش رفتیم سر خاک عمو کوروش و پسر عموی بابا و بعدش رفتیم سمت صحن امام زاده. دسته ها کم کم می یومدن و عزاداری می کردن. ارشیا مطابق هر سال منتظر هیات کتل بود. چون با اسب می یومدن کلی براش هیجان داشت. 

بعد رفتن هیات کتل دیگه برگشتیم خونه. بابا عصر کار بود و رفت سر کار. تا عصر خونه بودیم و بعدش دوباره رفتیم خونه باباجون. ارشیا شب موند همون جا تا بره حسینیه و من و پانیا برگشتیم خونه. 

نظرات (8) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان صدرامامان صدرا
30 شهریور 97 9:21
عزاداریهاتون قبول باشه🌹
مامانیمامانی
30 شهریور 97 16:11
عزاداریهاتون قبول درگاه حق
❤فاطمه جون❤❤فاطمه جون❤
30 شهریور 97 20:13
💞💕❤ عزاداری هاتون قبول
❤فاطمه جون❤❤فاطمه جون❤
31 شهریور 97 0:43
❤❤❤❤❤❤ ❤❤❤❤ ❤❤  
شادی زندگیشادی زندگی
31 شهریور 97 12:59
عزاداریتون قبول باشه التماس دعاگل
مامانمامان
1 مهر 97 0:04
ای جانممممممممم.قبول باشه
الهامالهام
1 مهر 97 9:17
قبول باشهگلمحبت
مامان فرنازمامان فرناز
4 مهر 97 9:59
امام حسين يارتون نازنين ها
مامان ارشیا و پانیا
پاسخ
همچنین شماگل
1