آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

این چند روز

سلام گلای نازم یک شنبه بابا عصر کار بود و بعد از رفتنش ما هم رفتیم خونه باباجون.  دو شنبه هم بابا از صبح تا عصر درگیر مراسم نوه های خاله ش بود و شب رفت سر کار. قبل از رفتنش عمه زهره اینا اومدن خونمون. سه شنبه هم بابا صبح با آنا رفتن خونه خالش تا ظهر و ظهر هم رفت سر کار تا چهار شنبه صبح. ما هم رفتیم خونه باباجون و شب هم اونجا موندیم.  این چند روزه حسابی بارندگی داشتیم و توی چند تا از شهرهای کشور سیل اومده مثل گلستان؛ شیراز؛ و خرم آباد
6 فروردين 1398

سومین روز عید

سلام گلای نازم امروز بابا دو شیفت سر کار بود از ۴ از صبح تا ۱ شب. امروز هم رفتیم خونه باباجون. عصری عمه زینب اینا اومدن اونجا و سر شب هم رفتیم خونه عمه من.    ...
3 فروردين 1398

دومین روز عید ۹۸

سلام گلای نازم امروز هم بابا روز کار بود و صبحی با دایی سعید رفتیم خونه باباجون.  قرار بود بابا اضافه کار وایسه و دیر بیاد ولی عصر که بش زنگ زدم گفت تو راه دارم میام. برای همین بدو بدو رفتیم خونه. بابا تازه از سر کار اومده بود که عمو جهان گیر اینا با بابابزرگ اومدن خونمون و قرار شد شام همگی بریم خونه بابابزرگ. عمه زهره هم اونجا بود. بعد شام عمو اینا رفتن بهارستان و ما هم اومدیم خونه.  آقا ارشیا تا این لحظه ۹ سال و ۶ روز سن دارد. پانیا خانوم تا این لحظه ۳ سال و ۴ ماه و ۲۳ روز سن دارد.  محمد ماهان تا این لحظه ۱ سال و ۲ ماه و ۱۶ روز سن دارد.  ...
2 فروردين 1398

اولین روز عید نوروز ۹۸

سلام سال نو رو به همه همراهان نی نی وبلاگیم تبریک می گم. امروز بابا روز کار بود ارشیا هم خونه باباجون بود. من و پانیا هم شال و کلاه کردیم رفتیم اونجا.  رفتیم خونه دایی سعید اینا واسه عید دیدنی.👇 رفتیم خونه مادربزرگ من. 👇 بابا ارش زود از سر کار اومد اومد خونه باباجون و بعدش رفتیم خونه بابا بزرگ. عمو داریوش و کورش و کسری اونجا بودن. اونا رفتن اصفهان و ما با بابابزرگ اینا دوباره رفتیم خونه باباجون. از اونجا رفتیم خونه عمه زینب که نبودن.  رفتیم بابابزرگ اینا رو رسوندیم و اومدیم خونه خودمون. 👇 ارشیا تا امروز ۹ سال و ۵ روز سن دارد. پانیا تا امروز ۳ سال و ۴ ماه ...
1 فروردين 1398

آخرین روز سال ۹۷

سلام گلای من اول از دیروز بگم که واسه ارشیا یه کیک گرفتیم و یه جشن چهار نفره داشتیم. دیشب چهارشنبه سوری بود و ارشیا رفت خونه باباجون. و اما امروز اول از همه روز پدر:  و بعد تولد بابا آرش👇 دیشب ارشیا خونه باباجون اینا موند و امروز هم که بش زنگ زدم گفت نمیام. ناهار رفتیم خونه بابابزرگ اینا. عمه زهره اینا و عمه زینب اینا و عمه زینت و عمو یحیی اینا بودن. عشقم خوشکل کرده که بره خونه بابابزرگ.👇 بعد از ناهار رفتیم سر خاک. پانیا اونجا کلی هم بازی داشت. نوه های عموی بابا آرش. بعدش رفتیم خونه بابابزرگ و از اون جا رفتیم دنبال ارشیا. ارش...
29 اسفند 1397

اخرین روز سال تحصیلی سال ۹۷

سلام گلای نازم امروز اخرین روز سال تحصیلی ارشیا بود. دیروز هم ارشیا یه دعوت نامه برای جلسه اولیا مربیان اورده بود خونه. بابا روز کار بود با پانیا شال و کلاه کردیم و راهی مدرسه ارشیا شدیم. جلسه از ساعت ۹ تا ۱۰ بود. ارشیا زنگ دوم هنر داشت و برای فعالیت هنرشون باید تخم مرغ آب پز می بردن تا رنگ کنن. بعد از مدرسه ارشیا با دخترم رفتیم خیابون خرید. پانیا خانوم خسته و کوفته موقع برگشت به خونه.   ...
22 اسفند 1397

برف بازی

سلام گلای نازم    اینم از کاردستی که آخرشب درست کردیم.👇   💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕 ارشیا تا این لحظه ۸ سال و ۱۱ ماه و ۲۰ روز سن دارد. پانیا تا این لحظه ۳ سال و ۴ ماه و ۸ روز سن دارد.  آجی زهرا تا این لحظه ۶ سال و ۲ ماه و ۲۶ روز سن دارد. 💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖 براری دیدن عکس های برف سال گذشته دختری اینجا و پسری  اینجا رو کلیک کنید.  ...
18 اسفند 1397