این چند روز
سلام گلای نازم یک شنبه بابا عصر کار بود و بعد از رفتنش ما هم رفتیم خونه باباجون. دو شنبه هم بابا از صبح تا عصر درگیر مراسم نوه های خاله ش بود و شب رفت سر کار. قبل از رفتنش عمه زهره اینا اومدن خونمون. سه شنبه هم بابا صبح با آنا رفتن خونه خالش تا ظهر و ظهر هم رفت سر کار تا چهار شنبه صبح. ما هم رفتیم خونه باباجون و شب هم اونجا موندیم. این چند روزه حسابی بارندگی داشتیم و توی چند تا از شهرهای کشور سیل اومده مثل گلستان؛ شیراز؛ و خرم آباد

















