آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 10 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

ثبت نام کلاس زبان

چند روز پیش خیلی بدون برنامه بابا گفت بریم پانی و کلاس زبان ثبت نام کنیم. اخه قرار بود زبان رو با هم کار کنیم ولی دخترم کوچکترین همکاری نکرد و فکر کنم بابا کلافه شد گفت بریم کلاس ثبت نام کنیم. خلاصه رفتیم موسسه تیک تاک. مدرسه موسسه هم آقای ذوالفقاری از همکلاسی های دوران دبیرستان بابا از آب دراومد.  دخترم تو تعیین سطح ترم چهار نوجوان قبول شد. کتابش هم first friends  هست. کلاسا روزای زوج از ساعت شش و نیم تا هشت و نیم شب هست. معلم خوبش هم خانم صادقی. هزینه کلاس هم دو و سیصد شد.  جلسه اول👆🏻 جلسه دوم👆🏻 ...
8 تير 1405

لباس تکواندو جدید

سلام دخترکم امروز بلاخره قسمت شد و رفتیم لباس تکواندو جدید برات گرفتیم.  صبحی ارشیا کلاس هندسه حضوری داشت. بابا هم خونه بود دیگه از فرصت استفاده کردیم و رفتیم دنبال خرید لباس. البته چند روز پیش با هم رفتیم خیابون ولی لباس تکواندو نگرفتی گفتی الا باید با بابا بریم فلان جا بخریم.  که البته صبحی هم بابا اونجا که مد نظرت بود نرفت اول رفتیم خ بلال پیش اقای هاشمیان که نداشت بعد رفتیم نزدیک مدرس لوازم ورزشی نود. این بار فرم حرفه ای خریدی ولی الان که پوشیدی هی نق می زدی که کلفت و زبره. ...
2 خرداد 1405

دورهمی با همکلاسی ها

امروز صبح موقع کلاس ورزش نوبت ناخن گرفتم برا دختری و رفتیم ناخن هاشو درست کردیم.  ساعت ۴ هم با همکلاسی هاش و ماماناشون وعده داشتیم برا یه دورهمی کوچولو تو پارک ملت.😘 ...
27 ارديبهشت 1405

روز معلم ۴۰۵

امسال بعد شروع جنگ دیگه مدرسه نرفتید و همش انلاین بودید. خود خانم عظیمی پیشنهاد دادن که یه دورهمی داشته باشیم. دیگه مامانا هم از فرصت استفاده کردن تصمیم بر این شد زودتر جشن روز معلم رو هم برگزار کنیم.  قرار بر این شد پنج شنبه صبح ساعت ۹ و نیم بریم کافه رابو تو خیابون حکیم نصرالله.  اینم از بچه های گروه تلاش که البته فاطمه زهرا نیومده بود. اسما و سدنا و پانیا ...
3 ارديبهشت 1405