کلاس تابستونی
سلام جوجه های من دیروز اول تابستون بود و بلندترین روز سال. ما ایرانیا که بلند ترین شب سال اینقدر برامون مهمه چرا بلندترین روز سال رو نادیده می گیریم نمی دونم. دیروز رفتیم خونه باباجون و بعد ازظهر هم با دایی سعید برگشتیم خونه. عصرش هم که بابا از سر کار اومد رفتیم تا جمعه بازار. وای که چقدر گرم و شلوغ و بود. من خودم زود گرما زده می شم و تو گرما سریع فشارم می افته و دیدم بچه ها هم اذیت می شن سریع به بابا گفتم بر گردیم. فقط یه جنگا واسه بچه ها خریدیم. بعد اومدیم بستنی خوردیم تا یکم تنظیم شیم و برگشتیم خونه. عکس روی جنگا همونی بود که دیده بودم و اطلاع داشتم یعنی جنس چوبی و رنگ روشن. ولی وقتی جعبه شو باز کردم رسما شوکه شدم:&...
نویسنده :
مامان ارشیا و پانیا
13:40















