آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

کیان جون به دنیا اومد

  8 شهریور کیان عشق من به دنیا اومد و من رسما عمه شدم. گل پسرم هم کلی گریه کرد که چرا نی نی دایی زودتر از نی نی خودمون به دنیا اومده. حالا هم قرار شده که تا به دنیا اومدن نی نی خودمون فعلا داداش کیان باشه. ...
10 شهريور 1394

عید فطر

  امروز عید فطر بود. و عقد دایی مجید (پسر دایی من). این عکس ها رو هم توی مسیر ازت گرفتم.       و اما اندر احوالات گل پسرم تو این چند وقت. این چند وقت نی نی مون رو هستی صدا می کنی همش هم می گی من داداششم من تصمیم می گیرم. همش چپ و راست می گی مامان نی نی مون تکون می خوره. لگد نزد؟ قبلا فکر می کردی نی نی رو از بیمارستان می خریم. ولی این اواخر متوجه شدم که می دونی نی نی توی دلمه وقتی ازت پرسیدم که از کجا می دونستی در جواب گفتی مگه زن فامیل دور شکمش گنده نشده بود بعدش رفتن بیمارستان بچشون به دنیا اومد. هرچی می خوری به آجیت هم می دی. بعدش بلافاصله می گی مامان دیگه حالا آجیم ...
27 تير 1394

پارک آبشار

  امروز عصر رفتیم پار آبشار. اول نمی خواستی بیای. نق میزدی که می خوام بمونم خونه تبلت بازی کنم.     بعدش رفتیم پارک بازی کردی. هنوز مستقل نشدی . توی پارک درست همون موقع که من و بابا نشستیم تا شما بری خودت بازی کنی ده دقیقه نشده برگشتی و با گریه و زاری گفتی یه پسره منو زد. بعدش رفتیم پیتزا بخوریم و شما طبق معمول اسنک خواستی.     ...
15 خرداد 1394