کیان جون به دنیا اومد
8 شهریور کیان عشق من به دنیا اومد و من رسما عمه شدم. گل پسرم هم کلی گریه کرد که چرا نی نی دایی زودتر از نی نی خودمون به دنیا اومده. حالا هم قرار شده که تا به دنیا اومدن نی نی خودمون فعلا داداش کیان باشه. ...
عید فطر
امروز عید فطر بود. و عقد دایی مجید (پسر دایی من). این عکس ها رو هم توی مسیر ازت گرفتم. و اما اندر احوالات گل پسرم تو این چند وقت. این چند وقت نی نی مون رو هستی صدا می کنی همش هم می گی من داداششم من تصمیم می گیرم. همش چپ و راست می گی مامان نی نی مون تکون می خوره. لگد نزد؟ قبلا فکر می کردی نی نی رو از بیمارستان می خریم. ولی این اواخر متوجه شدم که می دونی نی نی توی دلمه وقتی ازت پرسیدم که از کجا می دونستی در جواب گفتی مگه زن فامیل دور شکمش گنده نشده بود بعدش رفتن بیمارستان بچشون به دنیا اومد. هرچی می خوری به آجیت هم می دی. بعدش بلافاصله می گی مامان دیگه حالا آجیم ...
پارک آبشار
امروز عصر رفتیم پار آبشار. اول نمی خواستی بیای. نق میزدی که می خوام بمونم خونه تبلت بازی کنم. بعدش رفتیم پارک بازی کردی. هنوز مستقل نشدی . توی پارک درست همون موقع که من و بابا نشستیم تا شما بری خودت بازی کنی ده دقیقه نشده برگشتی و با گریه و زاری گفتی یه پسره منو زد. بعدش رفتیم پیتزا بخوریم و شما طبق معمول اسنک خواستی. ...
نیمه شعبان ۹۴
تولد دایی مهدی با نیمه شعبان همزمانه. ولی باز هم نفر اول جشن شما بودی. ...
آخرین روز مهد
امروز آخرین روز مهدت بود. ...
عید مبعث
امروز عید مبعث بود. دایی مسعود و دایی محمد هم توی عید مبعث به دنیا اومدن و به عبارتی تولد قمری اونها بود. ولی طبق معمول شما گفتی تولد منه. ...















