اندر احوالات آقا ارشیا
گل پسرم خیلی شیرین زبون شدی و البته یکم لوس. مثل دخترها واسم ناز می کنی. دائم میای منو می بوسی البته بیشتر واسه لیسونک بازی و بوس بازی. این رفتار چندش آور رو بابا یادت داده. میای به بهانه ی بوس کردن صورت منو بابایی رو پر از کف و تف می کنی و بعدش جیق می زنی که پاکش نکن اگه پاکش کنی خدا کورت می کنه. واسه چی؟ هر سوالی ازم می پرسی بعدش بلافاصله می گی واسه چی و این واسه چی ها این قدر ادامه داره که تا دعوات نکنم بس نمی کنی. دوست داری من دستامو باز کنم و از دور بدویی بیای تو بقلم. عاشق بزرگ شدنی. تا یه کم غذا می خوری می گی ببین چقدر رفتم بالا (قدم بزرگ شد) متنفری از اینکه صبحا دست و صورتت رو بشوری البته بیشتر ...














