آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 23 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

تولد دو سالگی پانیا

سلام عشق مامان ظهری با دایی سعید رفتیم خونه باباجون. مامانی اینا هم رفته بودن اصفهان دکتر و برگشته بودن. یه کم جو سنگین بود ولی من تصمیم گرفتم عصر که با دایی محمود ارشیا رو می بریم کلاس واسه شما هم کیک بگیرم و تصمیم خودم رو هم عملی کردم. بابا هم زنگ زد که داره از نرمه بر می گرده من گفتم که ارشیا رو از کلاس برداره و بیاره خونه باباجون. مهمونامون فقط دایی سعید اینا بودن.                                               &...
9 آبان 1396

چه روزی

  سلام عشق های من امروز صبح ارشیا رفت مدرسه. بابا هم روز کار بود ، من موندم و آنا. آنا از دیروز اومده بود شهرضا. آخه دایی اسفندیار حالش خوب نبود و اصفهان بستری بود. آنا می خواست بره عیادت ولی گفتن ملاقات ممنوعه. ولی حال دایی هم اصلا خوب نبوده. صبحی ساعت 8 بود من و آنا نشسته بودیم که زنگ در خورد. اولش فکر کردم عمه زهره ست. ولی بعد دیدم نه پسر دایی امیده. واسه آنا خبر اورده بود که دایی فوت شده. وای که چقدر بد بود. آنا با اونا رفت. ظهر که شما اومدی رفتی خونه باباجون و من و آجی و زن عمو رفتیم خونه دایی اسفندیار. بعد ازظهر خاک سپاری بود. راستی امروز تولد دایی سعید و زن دایی راضیه هم بود. کلا یادم رفت بهشون تبریک بگم. ...
13 ارديبهشت 1396

تولد یک سالگی اجی پانی

            امشب بابا واسه آجی پانی یه کیک گرفته بود تا واسش یه تولد سه نفره بگیریم. ولی شما گریه کردی و گفتی این طوری قبول نیست می خوام واسه اجیم جشن بگیرم و مهمون دعوت کنم.   ...
1 آذر 1395