آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

اولین روز پیش دبستانی

1394/7/4 16:5
611 بازدید
اشتراک گذاری

 

چهار شنبه نرفتی پیش دبستانی. چون بابا نرمه بود و من هم نتونستم ببرمت.

امروز صبح هم بابا روز کار بود. واسه همین هم با تاکسی رفتیم.

امیرمحمد اولین کسی بود که دیدیش.

رنگ روپوش هاتون هم عوض شده بود و ما از همه جا غافل.

بعد از مراسم صبحگاه به انتخاب خودت رفتی تو کلاس خاله فرشته،

من هم چند دقیقه ای بودم و بعدش رفتم خانه بهداشت.

ظهر هم چون هنوز تکلیف سرویست معلوم نبود با دایی محمد اومدیم دنبالت و بعدش هم رفتیم خونه باباجون.

پسندها (2)

نظرات (0)