آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

دور تند

1392/5/31 16:42
375 بازدید
اشتراک گذاری

دوشنبه صبح عمو آیت اومد ما هم چون بابا آرش روزکار بود اومدیم خونه باباجون. شبش هم باباجون اینا مهمون داشتن. بابا آرش و خاله معصومه هم اومدن. خیلی پسر خوب و آرومی بودی که همه ی مهمون ها هم گفتن چه پسر خوبی داری. من و گل پسرم شب موندیم خونه باباجون. سه شنبه تا عصر خونه باباجون بودیم و بعدش هم رفتیم خونه. ولی دیروز صبح همشو تلافی کردی خیلی بهانه اوردی و گریه کردی که ساعت 11 خوابت برد. بابا عصر کار بود وقتی رفت سر کار من هم بردمت حمام و بعدش هم باز هم خونه بابا جون. دیشب آنا و عمه زهره و عمو میلاد و عمو یحیی اینا خونه عمو آیت بودن بعدش هم رفتن حنا بندون یکی از فامیل ها. به ما خبر ندادن که باهاشون بریم. ما هم تا ساعت 11/5 خونه باباجون موندیم بعدش با دایی سعید رفتیم خونه. امروز صبح هم بابابزرگ اومد خونمون تا با عمو اینا برن عروسی. ما باهاشون نرفتیم. عوضش وقتی بابا رفت سر کار اومدیم خونه باباجون. عصری هم شاید بابا عمو اینا برن نرمه.

پسندها (2)

نظرات (2)

مامان اهورا
2 شهریور 92 16:49
سلام.چرا از ارشیا جونم عکس نمی ذاری مامانی؟؟دلمون تنگ شده براش!!!
مامان پانیمامان پانی
11 بهمن 96 8:52
محبت