ثبت نام کلاس زبان
سلام خوشکلای مامان
اول از همه از سرماخوردگی پانیا بگم که هنوز خوب نشده!!!! ۱۵ ام هم بردمش پیش دکتر شعاعی. آقای دکتر هم براش آزیترومایسین و کتوتیفن تجویز کردن. وقتی گفتم که شبا خور و خور می کنه؛ آقا دکتر گفتن شاید لوزه سوم داشته باشه و براش یه اسپری بینی تجویز کردن که تا یک ماه باید مصرف بشه. که اگه با این اسپری مشکل حل نشد بریم دنبال تشخیص لوزه سوم. اولش فکر میکردم که تشخیصش با یه معاینه ی ساده انجام می شه و چقدر شاکی شدم که آقای دکتر معاینه نکردن ولی وقتی سرچ کردم دیدم نه بابا باید اندوسکوپی انجام بشه!!!!
انشالله که با همین اسپری حل بشه!!!
و اما ارشیا:
چند شب پیش همین طوری به سرم زد که برم سرچ کنم ببینم ثبت نام کانون زبان از کی شروع می شه!؟!؟!
که دیدم ای دل غافل ثبت نام چند روزی هست که شروع شده و دو روز دیگه هم بیشتر وقت نداره.
یک شنبه که نشد بریم واسه ثبت نام. دو شنبه صبح که زنگ زدم گفتن فقط تا یه ساعت دیگه وقت هست که بیاید ثبت نام و ساعت سه آزمون تعیین سطح برگزار می شه!!!!!!
هیچی دیگه بدو بدو با دایی سعید رفتم کانون و اونجا ثبت نام اولیه رو انجام دادیم و قرار شد پرداخت هزینه تعیین سطح اینترنتی انجام بشه. رفتم با دایی سعید ارشیا رو برداشتم و اومدم خونه. خانم معلم ارشیا اینا گویا توی تعطیلات سفر رفتن خرم آباد و اونجا گرفتار سیل شدن و امکان برگشت براشون نبوده. چون ارشیا معلم نداشت دیگه بدون عذاب وجدان اومدیم خونه که یکم زبان کار کنیم واسه ساعت سه.
از همون مدرسه ارشیا نق زد که کلاس نمی رم و بزار واسه تابستون و. ... اومدیم خونه هم اولش گریه و زاری و بعدش که گفتم اصلا نمی خواد بری نظرش عوض شد!!!! گفت می رم. منم باش اتمام حجت کردم و بعدش پرداخت ۲۵ تومن ناقابل برای تعیین سطح و دوره کردن دو تا کتاب زبان.
ساعت ۲/۵ دوباره با دایی سعید راهی کانون شدیم و ساعت ۳:۱۰ آزمون شروع شد. از همه گروه سنی بودن. اولش ارشیا جاخورد که اینا همه میشن هم کلاسی های من!!!! گفتم نه اونا واسه ترم های بالاترن!!!!!

آزمون که شروع شد برنامه ای داشتم با پانیا تا آروم نگهش دارم تا سرو صدا نکنه و هنوز ده دقیقه نشده بود که ارشیا گریون اومد بیرون که من چیزی یادم نمیاد!!!! حالا نمی دونم یا استرس داشت یا واقعا آزمونش سخت بود!!!!
هیچی ارشیا رو آروم کردیم که بابا طوری نیست!!! هیچ اشکالی نداره شما یه سالی هست کلاس نرفتی و .....
دیگه نشستیم تا آزمون شفاهی رو بگیرن و از شانس ما بزرگ سالایی که پنج شنبه آزمون داده بودن آزمون شفاهی شون برگزار نشده بود و اونا هم اومده بودن واسه آزمون. از سه تا حدود شش و نیم نشستیم که تو این مدت خدا می دونه ارشیا چقدر نق که نزد و پانیا چقدر شیطونی که نکرد!!!!!
دیگه واقعا کلافه شده بودم. هم از دست بچه ها هم اینکه آرش هم زنگ زد که اضافه کار وای میسته و تکلیف های فردای ارشیا هم بود و تازه کلاس چرتکه ارشیا هم فردا برگزار می شد و تکلیف هاش مونده بود. تازه تو این مکافاتا آرش هم گفته بود که ساعت هشت از طرف بنگاه خریدار میاد واسه خونه( بلاخره استارت تعویض خونه زده شد) .
دیگه اونجا تصمیم گرفتم که ارشیا فردا (دوشنبه) کلاس نره و بمونه خونه تا تکلیف های چرتکه شو انجام بده چون معلم نداشتن دیگه عذاب وجدان هم نداشتم.
بلاخره ارشیا آزمون شفاهی شو هم داد و ترم دو نوجوان قبول شد. خدا رو شکر دیگه واسه شفاهی ارشیا استرس نداشت و حداقل ش این بود که از استارت مجبور نشد دوباره بره سر کلاس!!!!
و اما امروز دوشنبه:
ارشیا که مدرسه نرفت و بابا هم صبح زود رفت نرمه و ظهر اومد و رفت سر کار. ارشیا هم تا دقیقه نود مشغول انجام دادن تکلیف های چرتکه ش بود.
زهرا هم ساعت سه تکواندو داشت و برای همین ارشیا رو با زن عمو راهی کلاس چرتکه کردم که دیگه خودم با پانیا نرم!!! ساعت ۴:۴۵ هم دوباره با دایی سعید رفتم ارشیا رو برداشتم و رفتیم واسه کانون زبان. آخه دیروز گفتن فردا بیاد واسه انجام بقیه مراحل ثبت نام. که وقتی رفتم فقط گفتن برید پرداخت اینترنتی شهریه رو انجام بدید!!!!
عایا اینو دیروز نمی تونستن بگن!!!!
منو بگی داشتم از عصبانیت می ترکیدم!!!
اومدیم خونه و لوازم پیتزا رو خریدیم تا شام واسه بچه ها پیتزا درست کنم.
اینم از جوجو ها موقع برگشت به خونه👇👇👇

ارشیا تا این لحظه ۹ سال و ۲۳ روز سن دارد.
پانیا تا این لحظه ۳ سال و ۵ ماه و ۹ روز سن دارد.
و اما هزینه ها:
۲۵۰۰۰ تومن واسه آزمون تعیین سطح.
۲۳۵۰۰۰ تومن واسه هزینه ترم
۴۵۲۰۰ تومن واسه کتاباش
۲۵۰۰۰ تومن واسه کرایه تاکسی









ثبت نام کلاس زبان 














