آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 47 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 8 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 8 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

تغییر نی نی وبلاگ

  امروز ظاهر بلاگ های نی نی وبلاگ تغییر کرد، کلی متفاوت شد و جالب ولی من سن شمار قالب قبلی که دائم بالای وبلاگ بود رو دوست داشتم که حالا نیست. راستی دایی محمود هم آموزشیش هم تموم شد و اومد. محل خدمتش هم افتاده اصفهان. خیلی خوب شد. امروز عصر بلاخره رفتیم آتلیه و طراحی عکسا رو دیدم. بدی نشده بودن. از عکس جفتی بچه ها خیلی خوشم اومد گفتن تا فردا عصر چاپ می شن.  
20 دی 1396

جمعه خونه باباجون

سلام گلای نازم این جمعه هم بابا روز کار بود و رفتیم خونه باباجون. دایی سعید اینا هم اومدن. چقدر به ارشیا تذکر دادم که جامدادی شو نشون بچه ها (پانیا و کیان)، آخرش پی حرف نرفت و کاری که نباید شد، بین بچه ها سر مداد رنگی ها دعوا افتاد و آخرش خرابکاری شد! وای که چقدر بده بچه ها بیافتن پشت لج بازی!  تهش هم ارشیا تراش نوی که دیروز بابا براش خریده بود شکوند و گریه و زاری! آخرش دایی سعید اینا رفتن خونشون؛ بعد ناهار خوردیم و بعد ناهار هم اومدیم خونه. بعد دوباره با پانیا برنامه داشتیم. جدیدا هر وقت می ریم بیرون وقتی برمی گردیم پانیا حسابی اذیت می کنه و گریه و زاری راه می ندازه! نمی دونم چشه شاید دوست نداره برگرده خونه، خلاصه اینقدر...
15 دی 1396