آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه 9 سال و 3 ماه و 10 روز سن دارد
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه 3 سال و 7 ماه و 27 روز سن دارد
مامانمامان، تا این لحظه 33 سال و 1 ماه و 30 روز سن دارد
بابابابا، تا این لحظه 40 سال و 3 ماه و 8 روز سن دارد
کیانکیان، تا این لحظه 3 سال و 9 ماه و 29 روز سن دارد
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه 6 سال و 6 ماه و 16 روز سن دارد
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه 5 سال و 11 ماه و 27 روز سن دارد
الناالنا، تا این لحظه 1 سال و 11 ماه و 12 روز سن دارد
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه 1 سال و 5 ماه و 20 روز سن دارد
رادمهررادمهر، تا این لحظه 1 سال و 3 ماه سن دارد
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه 1 سال و 4 ماه و 22 روز سن دارد

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

امروز بزرگتر شدم و یا شاید پیر تر

امروز تولدم بود.  نمی دونم چرا اینقدر دلم گرفته بود. نمی دونم چرا ترس پیری یباره افتاد به جونم.  نمی دونم ........ مادر سی و سه سال سن دارد. پسر ۹ سال و یک ماه و ۱۱ روز سن دارد. دختر ۳ سال و ۵ ماه و ۲۸ روز سن دارد. ...
7 ارديبهشت 1398

آخرین روز سال ۹۷

سلام گلای من اول از دیروز بگم که واسه ارشیا یه کیک گرفتیم و یه جشن چهار نفره داشتیم. دیشب چهارشنبه سوری بود و ارشیا رفت خونه باباجون. و اما امروز اول از همه روز پدر:  و بعد تولد بابا آرش👇 دیشب ارشیا خونه باباجون اینا موند و امروز هم که بش زنگ زدم گفت نمیام. ناهار رفتیم خونه بابابزرگ اینا. عمه زهره اینا و عمه زینب اینا و عمه زینت و عمو یحیی اینا بودن. عشقم خوشکل کرده که بره خونه بابابزرگ.👇 بعد از ناهار رفتیم سر خاک. پانیا اونجا کلی هم بازی داشت. نوه های عموی بابا آرش. بعدش رفتیم خونه بابابزرگ و از اون جا رفتیم دنبال ارشیا. ارش...
29 اسفند 1397

جشن تولد سه سالگی پانیا

سلام امروز بابا واسه پانیا یه کیک گرفت و یه تولد کوچولو واسش گرفتیم موقع عکس گرفتن زیاد همکاری نکردین. مخصوصا ارشیا که حسابی آتیش سوزوند. راستی امروز ۱۳ آبان و روز دانش آموز هم بود . پسر گلم روزت مبارک. ...
13 آبان 1397

دخترم موهاشو کوتاه کرده

سلام دختر خوشکلم چهار شنبه گذشته شب عید غدیر بردمت آرایشگاه و موهاتو کوتاه کردم. چون خیلی نا منظم شده بودن. فکر می کردم همکاری نکنی برای همین آجی زهرا و داداش ارشیا رو هم با خودمون برده بودیم تا شما نترسی. ولی مثل یه خانم نشستی روی صندلی و اجازه دادی راضیه خانم موهاتو کوتاه کنه.   بابا چهارشنبه صبح زود رفته بود نرمه و پنج شنبه عصر اومد و رفت سر کار. پنج شنبه صبح هم مامانی زنگ زد که دایی مهدی اومده بیاین اینجا و بعدش با دایی محمود رفتیم خونه باباجون. جمعه عصر هم رفتیم جمعه بازار و دوباره کاکتوس گرفتیم و بعدش رفتیم پارک شهید بهشتی. اینم کاکتوس های جدید پنج شنبه پیش هم تولد ٣ سالگی کی...
14 شهريور 1397

پانیا و شلیل

  سلام گلای ناز من تو این پست می خوام یه خاطره بامزه از پانیا رو ثبت کنم تا همیشه یادم بمونه. بابا از بچگی همیشه به ارشیا می گفت شلیل حالا چرا خودمم هیچ وقت نفهمیدم بعضی وقتا که می خواست صداش کنه می گفت : ‌شلیل بیا😁 چند روز پیش بابا میوه گرفته بود و یکی از اقلامش شلیل بود. منم واسه بچه ها گذاشتم خنک بشه و بعدش براشون شستم و اوردم.  پانیا یه شلیل و خورد و انگاری که به دهنش مزه کرده بود دوباره اومد گفت مامان من دوباره می خوام. گفتم چی؟ ‌ولی اسم شلیل یادش رفته بود!  ‌یه کم فکر کرد کرد و گفت: ‌مامان از همونا که ارشیا بود!! ‌وای منو می گی ‌واقعا هم شوکه ش...
11 تير 1397

تولدم مبارک

تولد امسالم با بقیه تولدام فرق داشت. من تو ماه شعبان (۱۷ ‌شعبان) به دنیا اومدم ‌و امسال بعد ٣٢ سال دوباره تولدم مقارن با ماه شعبان شد. به روزگارمون بخند که خنده ی تو عالیه خیلاتم که تخت تخت خدا همین حوالیه ساز زمانه کوک کوک،‌ حال من و تو خوب خوب پای به پای من بیا، ‌دست به دست من بکوب چه حال خوب و سرخوشی،‌ پشت به پشت من بده دلت نلرزه قرص قرص، ‌مشت به مشت من بده   ...
7 ارديبهشت 1397

تولد بابا ارش و ساعات پایانی سال

سلام گلای نازم امروز تولد بابا ارش بود.   امروز واسه ناهار خونه بابابزرگ اینا دعوت داشتیم. ساعت ده رفتیم. عمه زینت و سارا و عمه زینب و سیما هم اونجا بودن. بعد ناهار اومدیم خونه و بابا عصر کار بود و رفت سرکار.  دیگه کارای ناتموم رو تموم کردم و سفره هفت سین رو کامل کردم و یه سر رفتیم خونه زن عمو اینا. الان پانیا خوابه، نمی دونم واسه تحویل سال چیکار کنم بمونیم خونه یا بریم خونه باباجون. اینم از هفت سین امسالمون. آخرش قسمت نشد ظرفای هفت سین رو تموم کنم. دیگه از سفالای سالای قبل استفاده کردم. ...
29 اسفند 1396