آقا ارشیاآقا ارشیا، تا این لحظه: 10 سال و 15 روز سن داره
اجی پانیااجی پانیا، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 33 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره
بابابابا، تا این لحظه: 41 سال و 13 روز سن داره
کیانکیان، تا این لحظه: 4 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره
آجی زهراآجی زهرا، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 6 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره
الناالنا، تا این لحظه: 2 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره
محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 2 سال و 5 روز سن داره
زبان اموزی پانیازبان اموزی پانیا، تا این لحظه: 2 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
ازدواج ماازدواج ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

ده ساله که با تو نفس می کشم

پسر عزیزم تولدت مبارک. امسال که به یمن وجود کرونا نشد برات کیک بگیریم و تو قرنطینگی تنها بودیم. فقط بسنده کردیم به چند تا عکس! البته دیشب هم بابا برامون کباب درست کرد و جوج زدید بر بدن!!!  امشب هم چهارشنبه سوریه و بابا سر کاره و ... آقا ارشیا تا این لحظه ده سال سن دارد. پانیا خانوم تا این لحظه ۴ سال و ۴ ماه و ۱۷ روز سن دارد. ...
27 اسفند 1398

تولد چهارسالگی پانیا

 گل دخترم امروز چهارساله شد.  فدات بشم من انشالله صدسالگیت.  امروز بابا روز کار بود رفتیم خونه باباجون و دایی محمود به صورت کاملا غافل گیرانه رفت واسه دخترم کیک خرید.  دخترکم این روزا همش می رفت دستاش رو با آب سرد می شست اونم روزی چند بار و این باعث شد از دیروز سرما بخوره. این دومین سرماخوردگی توی این چند وقت بود.  دخترکم این روزا بهتر نقاشی می شه و معمولا یه خانواده می شه و می گه خودمونیم چاق ترین فردی رو هم که کشیده می گه این مامانهه!!! نمی دونم چرا منم اینقدر چاق می بینه!  زن عمو اینا که ۸ شهریور رفتن بندرعباس و بعد از ۸ سال و دو سه ماه زندگی با هم از هم جدا شده بودیم از ابت...
10 آبان 1398

امروز بزرگتر شدم و یا شاید پیر تر

امروز تولدم بود.  نمی دونم چرا اینقدر دلم گرفته بود. نمی دونم چرا ترس پیری یباره افتاد به جونم.  نمی دونم ........ مادر سی و سه سال سن دارد. پسر ۹ سال و یک ماه و ۱۱ روز سن دارد. دختر ۳ سال و ۵ ماه و ۲۸ روز سن دارد. ...
7 ارديبهشت 1398

آخرین روز سال ۹۷

سلام گلای من اول از دیروز بگم که واسه ارشیا یه کیک گرفتیم و یه جشن چهار نفره داشتیم. دیشب چهارشنبه سوری بود و ارشیا رفت خونه باباجون. و اما امروز اول از همه روز پدر:  و بعد تولد بابا آرش👇 دیشب ارشیا خونه باباجون اینا موند و امروز هم که بش زنگ زدم گفت نمیام. ناهار رفتیم خونه بابابزرگ اینا. عمه زهره اینا و عمه زینب اینا و عمه زینت و عمو یحیی اینا بودن. عشقم خوشکل کرده که بره خونه بابابزرگ.👇 بعد از ناهار رفتیم سر خاک. پانیا اونجا کلی هم بازی داشت. نوه های عموی بابا آرش. بعدش رفتیم خونه بابابزرگ و از اون جا رفتیم دنبال ارشیا. ارش...
29 اسفند 1397

جشن تولد سه سالگی پانیا

سلام امروز بابا واسه پانیا یه کیک گرفت و یه تولد کوچولو واسش گرفتیم موقع عکس گرفتن زیاد همکاری نکردین. مخصوصا ارشیا که حسابی آتیش سوزوند. راستی امروز ۱۳ آبان و روز دانش آموز هم بود . پسر گلم روزت مبارک. ...
13 آبان 1397

دخترم موهاشو کوتاه کرده

سلام دختر خوشکلم چهار شنبه گذشته شب عید غدیر بردمت آرایشگاه و موهاتو کوتاه کردم. چون خیلی نا منظم شده بودن. فکر می کردم همکاری نکنی برای همین آجی زهرا و داداش ارشیا رو هم با خودمون برده بودیم تا شما نترسی. ولی مثل یه خانم نشستی روی صندلی و اجازه دادی راضیه خانم موهاتو کوتاه کنه.   بابا چهارشنبه صبح زود رفته بود نرمه و پنج شنبه عصر اومد و رفت سر کار. پنج شنبه صبح هم مامانی زنگ زد که دایی مهدی اومده بیاین اینجا و بعدش با دایی محمود رفتیم خونه باباجون. جمعه عصر هم رفتیم جمعه بازار و دوباره کاکتوس گرفتیم و بعدش رفتیم پارک شهید بهشتی. اینم کاکتوس های جدید پنج شنبه پیش هم تولد ٣ سالگی کی...
14 شهريور 1397