ارشیا و پانیا گلای ناز مامان

عرشیا ( ارشیا ) یعنی شاهی که بر تخت پادشاهی نشسته است. معنی دوم این واژه یعنی کسی که از جهان فرشتگان خداوند و از عرشیان ملکوت اوست.

تولد دو سالگی پانیا

سلام عشق مامان ظهری با دایی سعید رفتیم خونه باباجون. مامانی اینا هم رفته بودن اصفهان دکتر و برگشته بودن. یه کم جو سنگین بود ولی من تصمیم گرفتم عصر که با دایی محمود ارشیا رو می بریم کلاس واسه شما هم کیک بگیرم و تصمیم خودم رو هم عملی کردم. بابا هم زنگ زد که داره از نرمه بر می گرده من گفتم که ارشیا رو از کلاس برداره و بیاره خونه باباجون. مهمونامون فقط دایی سعید اینا بودن.                                               &...
9 آبان 1396

چه روزی

  سلام عشق های من امروز صبح ارشیا رفت مدرسه. بابا هم روز کار بود ، من موندم و آنا. آنا از دیروز اومده بود شهرضا. آخه دایی اسفندیار حالش خوب نبود و اصفهان بستری بود. آنا می خواست بره عیادت ولی گفتن ملاقات ممنوعه. ولی حال دایی هم اصلا خوب نبوده. صبحی ساعت 8 بود من و آنا نشسته بودیم که زنگ در خورد. اولش فکر کردم عمه زهره ست. ولی بعد دیدم نه پسر دایی امیده. واسه آنا خبر اورده بود که دایی فوت شده. وای که چقدر بد بود. آنا با اونا رفت. ظهر که شما اومدی رفتی خونه باباجون و من و آجی و زن عمو رفتیم خونه دایی اسفندیار. بعد ازظهر خاک سپاری بود. راستی امروز تولد دایی سعید و زن دایی راضیه هم بود. کلا یادم رفت بهشون تبریک بگم. ...
13 ارديبهشت 1396

شیرینم شش ماهه شدی.

  سلام گل نازم مامان فدای گل دخترش بشه. نیم سالگیت مبارک. تو این ماه اتفاقات و مناسبت های زیادی داشتیم. اولینش روز مادر بود. که امسال اولین سالی بود که من مامان یه دختر ناز بودم. از همون روز غذا دادن به دخترکم رو هم شروع کردم. بعدش سفر مشهدمون بود که مفصل نوشتم. دیگه اینکه از موقعی که غذا  دادن به شما رو شروع کردم و بعد از اینکه از مشهد برگشتیم فهمیدم که گل نازم دیگه حساسیت غذاییش خوب شده. اخه مصرف پوشکت یه باره نصف شد. و من هزار بار خدا رو شکر کردم. بعدش ۲ اردیبهشت روز پدر و ۷ اردیبهشت تولد سی سالگی من . چهارشنبه ۸ اردیبهشت هم واسه داداش توی مهد تولد گرفتیم‌. دختر نازم متاسفنه واسه...
10 ارديبهشت 1395